
از آخرین باری که شماره جدیدی از NFS را تجربه کردیم حدود 1 سال می گذرد. همانگونه هم که قبلا EA اعلام کرده بود این سری به یک سری سالانه تبدیل شده و اگر مشکلی غیرمنتظره پیش نیاید، هر سال می توان منتظر شماره جدیدی از این سری بود. نسخه سال قبل این سری که نام Most Wanted را بر دوش می کشید با ضعف هایی دست و پمجه نرم می کرد که برای طرفداران قدیمی این سری عذاب آور و ناامید کننده بود. حال شماره جدیدی از این سری پیش روی ماست که توسط شرکت جدیدی به نام Ghost Games ساخته شده و ظاهرا شرکت Criterion Games نیز مشاور این شرکت بوده است. بدون هیچ مقدمه ای و در یک جمله می خواهم NFS Rivals را با نسخه MW 2012 مقایسه کنم! اگر شما هم از کسانی بودید که MW 2012 برایتان چیزی جز عذاب به همراه نداشت، تمامی خاطرات بد خود را فراموش کنید و با تمام قدرت انگشتتان را بر روی دکمه فشار دهید و با سرعت دیوانه واری وارد Rivals شوید چون لذت تقریبا نامحدودی انتظارتان را می کشد!
http://www.bazicenter.com/ps3/need-for-speed-rivals/reviews/496/page/1
برچسب: بازی, بازی های جدید, لیست بازی های منتشر شده ی جدید, بازی های PC, بازی های XBXO360, نویسنده: آقای بازی خور تاريخ: جمعه 18 بهمن 1392 ساعت: 22:29

در دنیای بازی ها تا به حال به چند جزیره پا گذاشته اید و اتفاقات و مراحل را در آن سپری کرده اید؟Crysis ؟ Farcry3 یاDead Island؟ زمانی که وارد این جزیره ها شدید چه حسی به شما دست داد؟ همیشه با فضایی آرام و دلنشین، جنگل های سرسبز، اقیانوس آرام، آواز پرندگان، آسمانی آفتابی و دورنماهایی دیدنی رو به رو شدید. اما چه می شد اگر این بار از یک بعد دیگر به فضای جزیره نگاه کنیم؟ به جای زمین پوشیده از سبزه و چمن، سنگ ها و صخره های خشن کف پایمان را لمس کند، ابرهای سیاه و گریان مانع از قدرت نمایی خورشید شوند، رعدوبرق هراَزگاهی دل ابرها را پاره کند تا خودی نشان دهد و معبدهای عظیم و کوههای سر به فلک کشیده جوی خوفناک را برایمان به تصویر بکشند؟ خوب به نظر می رسد زمان آن فرا رسیده تا به چنین جزیره ای سفر کنیم و اتفاقات مختلف را در آن سپری کنیم، زیرا قسمت جدید Tomb Raider بعد از چند سال غیبت با حس و حالی تازه بازگشته است.
خیلی ها با سری Tomb Raider آشنایی دارند، این عنوان با شخصیت مونث و در عین حال محبوب خود، 17 سال است در دنیای بازی ها می درخشد و همچنان به طرفداران او افزوده می شود. اولین نسخه بازی در سال 1996 برای کنسول خاطره انگیز Playstation 1 منتشر شد و توجه منتقدین را به خود جلب کرد، به طوری که از همان ابتدای کار، میانگین نمرات بسیار درخشانی از خود به جای گذاشت و از آنجا بود که سری بازی های Tomb Raider به عنوان یکی از بهترین بازی های ماجراجویی رشدش را آغاز کرد. اما در طی سال های اخیر، این عنوان آرام آرام روند نزولی را پیش گرفت و نتوانست خود را به صورت قبل نشان دهد. البته نمی توان از نسخه Legend گذشت، زیرا این قسمت را نیز می توان جز بهترین های Tomb Raider دانست، اما باز هم در ادامه نتوانست راه خواهران بزرگتر خود را ادامه دهد و دوباره آن روند نزولی شکل گرفت. حال پس از 5 سال دوری از آخرین نسخه شماره دار، Square Enix تصمیم گرفت جانی دوباره به این عنوان دهد و با حرکتی تازه، این اثر را دوباره به اوج برساند. دو سال پیش شرکت SE با استودیوی معروف خود یعنی Crystal Dynamic، پا به میادین گذاشت و نسخه جدید Tomb Raider را معرفی کرد، اما دیگر خبری از نسخه شماره دار نبود و حتی این لارا کرافت، آن زن مجرب و ماهر، با آن چهره جذابش نبود، بلکه دختری نوجوان، خام و بی تجربه و در عین حال زیبا، جای شخصیت قبلی را گرفته بود. این نسخه جدید از Tomb Raider یک عنوان Reboot از این سری است که شاید آغازگر راهی روشن برای Lara Craft باشد.
لارا کرافت شخصیت همیشگی سری Tomb Raider یک دانشجوی 21 ساله است که برای سفری از طریق اقیانوس، عازم شرق می شود. او دختری همانند هم سن و سالان امروزی خود است، بی خیال از مشکلات دنیا در اتاق خود به موسیقی گوش می دهد و هرازگاهی جلوی آینه خود را برانداز می کند. در این بین ناگهان طی حادثه ای ناگوار، طوفانی عظیم کشتی آن ها را متلاشی می کند، خیلی ها می میرند و خیلی ها برای جان خود دست و پا می زنند. طوفان خشن و اقیانوس بی رحم دست به دست هم، کشتی واژگون شده را به سمت جزیره ای مرموز و مخوف راهی می کنند. لارا ترسیده و نمی داند چه کار کند، به هر سمت نگاه می کند، چیزی جز فریاد و تلاش برای کمک نمی بیند. تعدادی در حال غرق شدن در اقیانوس آمیخته به لاشه های کشتی هستنند، عده ای زخمی و خونین برای کمک فریاد می زنند، فردی در گوشه ای به عکس همسر و فرزندانش می نگرد و برای آخرین بار با آن ها وداع می کند و در گوشه ای دیگر، عرشه کشتی تبدیل به قبری برای تعدادی جنازه شد است. لارا کاری از دستش برنمی آید و خشکش زده بود، که ناگهان بر اثر اتفاقی نا معلوم از هوش می رود. داستان بازی از جایی شروع می شود که دختر جوان چشمانش را در غار مخوف و ترسناک، آویزان و دست و پا بسته و زندانی شده می بیند. از هیچ چیز خبر ندارد، از ترس دندان هایش سمفونی گوش خراشی را در سرمای غار به راه انداخته بودند و نفس های عمیق و آمیخته به ناامیدی، این سمفونی را رهبری می کرد. شمع های روشن که آرام آرام آب می شدند کمی فضا را برایش روشن کردند، اما فضایی که آرزو داشت هیچوقت نمی دید، جمجمه هایی از جنس مرگ و کتاب هایی که بوی کهنگی می داد. باد گاهی از اعماق غار با غرشی خوفناک به سویش می وزید، همه چیز دست به دست هم می داد تا زنجیر ترس به دور لارا بپیچد و او را رها نکند، که اوضاع از این هم بدتر شد و صدای خنده و حرف زدند چندین مرد، این زنجیر وحشت را به دورش فشار داد.. دخترک بی چاره از ترس خشکش زد و باید کاری می کرد.
حال بازی از آنجا آغاز می شود و این وظیفه شماست از این زندان و غار ترسناک فرار کنید. نکته جالبی که CD به آن توجه کرده، روند رو به رشد لارا کرافت از یک دختر خام و ترسو به یک نجات یافته شجاع و قوی است، او یک قهرمان نیست فقط یک دختر عادی است، پس انتظار نداشته باشید از همان ابتدا به راحتی کارهایش را انجام دهد. بگذارید با ادامه داستان شما را نیز از این روند جالب آگاه کنیم. نقش لارا کرافت را بازی می کنید، همان دختری که هیچ چیز از رنج و سختی تا به حال نچشیده و در نهایت باید او فراری دهیم، اما لارا چه توانایی هایی دارد؟ نه تا به حال اسلحه به دست گرفته و نه حتی شاهد خون ریزی فردی بوده، پس چگونه می خواهد از غاری فرار کند، وقتی حتی نمی داند چه چیز در انتظار اوست و تنها صدای موجود در غار انعکاس خنده چندین مرد است؟ پس بهترین راه مخفی حرکت کردن است، اما باز هم به این نتیجه می رسیم که او نمی تواند همانند شخصی مثل Sam Fisher در مخفی کاری عالی عمل کند. پس کار سختی پیش رو دارید و این نکته ممکن است باعث جذاب شدن بازی شود، پس باید درست عمل کنید تا موفق شوید. با سختی از غار خارج شدید، حتی نمی دانید کجا بروید، باید جای امن پیدا کنید و از آن بدتر گرسنگی باعث آزار و اذیتتان می شود. در این هنگام اولین کاری که به ذهنتان می رسد شکار است، اما چگونه؟ باید به دنبال یک چوب یا وسیله ای که با آن امکان شکار کردن باشد بگردید، اگر فکر می کنید داستان به همین جا ختم می شود سخت در اشتباه هستید، زیرا او شکار بلد نیست! باید ابتدا تمرین کنید و بعد به سراغ سیر کردن شکم بروید.
خیلی از کنسول بازها، با اثر به یاد ماندنی Red Dead آشنایی دارند، این بازی از بخش بسیار خوبی به نام شکار کردن برخوردار بود، هر حیوانی را که می خواستید می کشتید و برای کسب درآمد، پوست و گوشت آن را به بازارهای غرب وحشی می فروختید. حال در Tomb Raider اینبار به جای یک اسلحه قوی مانند Halcon Rifle با یک تیر و کمان شکار می کنید و البته این کار برای کسب درآمد نیست و هدف اصلی از قرار گرفتن این قسمت در بازی، سیر کردن دخترک تنها است. شکار باعث می شود که لارا آرام آرام پخته تر شود و بعد از آن، با پیشروی در داستان هدف اصلی اش نیز مشخص خواهد شد. پس از سرنگونی کشتی لاراکرافت و گرفتاری اش در جزیره مرموز، او می فهمد که دوست صمیمی اش توسط محلی های خرافاتی به دام افتاده و آن ها قرار است طی مراسمی جان او را بگیرند. لارا باید هرکاری در توانش است انجام دهد تا او را آزاد کند و با کسانی که چه نجات داده و چه در طی مراحل آنها را یافته است، از این جزیره فرار کنند. گفتیم او هر کاری در توانش است انجام می دهد، اما چه توانایی هایی؟ اینجاست که سیستم نقش آفرینی به کمک لارا می آید تا بازی را نیز جذاب تر کند. سیستم آشنای XP که سال های اخیر تقریبا به اکثر بازی ها نفوذ کرده، به Tomb Raider هم رحم نکرده و حتی یکی از بخش های اصلی بازی نیز به حساب می آید. اگر بخواهیم طریقه جمع آوری XP در این بازی را مثال بزنیم Farcry 3 بهترین نمونه خواهد بود. با هر کشتن و هر کار مفیدی که انجام دهید، XP دریافت خواهید کرد و level Bar شما پر خواهد شد. با هر بار پر شدن این نوارها، اجازه Level UP کردن خواهید داشت و توانایی های پر تعداد بازی مطمئناً شما را سرگرم خواهند کرد. تا به حال سه بخش اصلی در این قسمت به نام های Survivor Upgrade، Hunter Upgrade و Brawler Upgrade به نمایش درآمدند و هر کدام از آن ها چندین زیر مجموعه دارند که با انتخاب هر کدام باعث اضافه شدن یک آیتم مفید و جذاب خواهد شد. به طور مثال در بخش Hunter امکاناتی مربوط استفاده بهتر از ابزارهای جنگی داده خواهد شد. برای نمونه می توان به قدرت نشانه گیری لارا افزود، یا با انتخاب گزینه ای دیگر، توانایی حمل مهمات و اسلحه بیشتر را نیز به او بخشید. در قسمت Survivor نیز قدرت و زیرکی لارا افزایش خواهد یافت. مثلا اگر Arrow Retriever را در Skill Menu انتخاب کنید، لارا قادر خواهد بود پس از استفاده از تیرهای کمانش، تیر را دوباره از جنازه دشمن یا حیوان درآورد و از آن دوباره استفاده کند، یا با استفاده از Climber Agility چالاکی و زیرکی لارا را از بالا رفتن درخت ها و دیوارها و صخره ها افزایش داد یا نمونه بهتر آن، انتخاب Pain Tolerance است که تحمل درد و سختی را بالا می برد. در آخر بخش Brawler، طریقه کشتن و دفاع کردن را به لارا یاد خواهد داد. به طور مثال، جا خالی دادن در مبارزات نزدیک، با انتخاب Dodge از منوی Skillها به دانسته های لارا افزوده خواهد شد و یا با فعال کردن گزینه Dirty Trick حقه های مختلف را برای کشتن خواهید دید، مثلا با یک مشت خاک چشم حریف را کور کنید و بعد از آن هر بلایی خواستید سرش بیاورید. تک تک Skillهای که در این سه بخش موجود هستند، خود به چند دسته های کوچک تر تقسیم می شوند که با باز کردن آن ها، قدرت، زیرکی و یا حتی حرکات جدید و کاربردی، اضافه می شود. در کنار این انتخابات، هدایایی نیز در نظر گرفته شده، مثلا اگر 10 اسکیل خریداری کنید یک Skill ویژه نیز دریافت خواهید کرد. نکته مهم در این قسمت، وجود فضایی مشخص برای Level Up کردن است. شما هر جایی توانایی استفاده از این سیستم را ندارید، بدین منظور CD برای انجام این کار، مکان های مشخصی در نقاط مختلف جزیره در نظر گرفته، که Base Camp نام دارند. ممکن است یک Base Camp در دل یک روستا باشد و یا امکان دارد در میان جنگل یا در ارتفاعات یک کوه قرار گرفته باشد. Base Campها تنها به منظور ارتقا استفاده نمی شوند، بلکه Fast Travel نیز در این قسمت قرار دارد تا ظرف چند ثانیه از یک کمپ به کمپی دیگر نقل مکان کنید. همچنین در این مکان بخشی به نام Gear وجود دارد که این امکان را می دهد، تا ابزار و سلاح های خود را آپگرید و همچنین آن ها را تعمیر کنید. ابزارهایی مانند تبر که برای مصارف زیادی به کارتان می آید، طبیعتا بعد از مدتی دچار افت می شوند، پس باید به آن ها رسیدگی کنید. هیچ گاه این فکر به سرتان نزند که امکانات بخش Gear براینان مجانی تمام می شود؛ در جزیره جعبه هایی وجود دارد که ابزار مورد نیاز برای استفاده در بخش Gear در آن نهفته است. یافتن و باز کردن این جعبه ها آسان است اما مراقب باشید؛ ممکن است تله هایی در کنار این جعبه ها کار گذاشته شده باشند. یادتان باشد هرچیز و هرکسی در این جزیره، خواهان مرگ غریبه هایی مثل شما هستند.
از بحث ارتقا و نقش آفرینی که خارج شویم، سیستم مبارزات و دیگر نکات گیم پلی سر راه قرار دارند. دنیای جدید Tomb Raider مخلوطی از چندین سبک است، از مخفی کاری گرفته تا اکشن و ماجراجویی تماماً در آن قرار دارند، اما بخشی که بیشتر با آن سر و کار داریم، ماجراجویی و کاوشگری در بازی است. متاسفانه به نظر می رسد در این قسمت، ماجراجویی، گشت و گذار و حل معما به اندازه بخش اکشن بازی پررنگ نیست، اما می توان دلیلش را تازه کار بودن لارا دانست که در حال حاضر، تنها هدفش خروج از جزیره است. آن طور که از شواهد پیداست، حل معما نیاز به تبهر خاصی ندارد و کار ساده ای به نظر می رسد. برای مثال باید با مشعل خود طنابی را آتش بزنیم تا راهی باز شود و یا یک میله فلزی را در زمین فرو ببرید و رعد و برق با آن برخورد کند و قفلی باز شود. نمی توان به این زودی در مورد بخش پازل تصمیم گرفت، زیرا این یک Tomb Raider است و این نام بر اساس ماجراجویی و حل معما شکل گرفته، از طرفی سازندگان بازی، معماها را بر توسط عناصر طبیعی و جوی بنا کرده اند. آب، آتش و حتی باد در معماهای بازی دخیل هستند و باید بر اساس این عناصر به حل معما بپردازید، اما مشخص نیست که آیا سیستم پیچیده ای برایشان در نظر گرفته شده است یا خیر.
سیستمی دیگر نیز در بازی تعبیه شده تا کسانی که حال و حوصله چرخیدن و گشت وگذار و دور شدن از هدف را ندارند و یک عنوان خطی را ترجیح می دهند، به راحتی و هرچه سریع تر این بازی را به پایان برسانند. این سیستم Instinct Survival نام دارد و قدرتی همانند Eagle Eye که در سری بازی های Assassin's Creed رایج است به لارا می دهد. IS به شما این مزیت را می دهد تا هرجا که هستید، مسیر اصلی را برایتان به نمایش گذارد، همچنین اشیا و ابزار مورد نظر برای حل یک معما را به راحتی نسبت به محیط متمایز می کند تا راحت آن را بیابید و راه را باز کنید. این عمل با سیاه و سفید کردن محیط و طلایی کردن هدف و یا شی مورد نظر صورت می گیرد.
حال می رسیم به قسمت سیستم مبارزه که نمایش های بازی این بخش را بسیار جذاب نشان می دهد. همانطور که گفتیم، بهترین سلاح لارا، ابزار سرد مانند تیر و کمان، تبر و یا خنجر هستند. این ابزار ابتدا به عنوان وسیله ای برای شکار استفاده می شوند و بعد از آن، باید این سلاح ها را برای محافظت از خود در برابر حیوانات وحشی استفاده کرد و رفته رفته با قرار گرفتن در خط داستانی به یک قاتل آماتور تبدیل خواهید شد. هیچگاه احساس هیتمن یا اساسین بودن نکنید زیرا لارا یک قاتل بالفطره نیست، بلکه فقط برای نجات جان خود و دوستانش دشمنان را می کشد. تیر و کمان یاران جدا نشدنی شما در طول بازی هستند، هرچه در بازی پیشروی کنید و XP جمع کنید این اسلحه کامل تر و در عین حال راه های استفاده از آن برای لارا گسترده تر می شود، به قدری که حتی می تواند با یک تیر دو نفر را از پای درآورد. مثلا یک تیر را به سرعت در گلوی شخصی فرو می برد و با همان تیر آغشته به خون به سرعت آن را با کمانش راهی پیشانی دشمن دیگر می کند. همچنین تبری که در دست دارد، صحنه های بیاد ماندنی زیادی برایتان خلق خواهد کرد و با کسب مهارت های استفاده از آن، هرکاری خواستید انجام خواهید داد. ابتدا تبرها بیشتر برای باز کردن قفل ها و صندوق ها به کار خواهند رفت اما کم کم لارا با این تبر کاری می کند که دشمن از نزدیک شدن به او پشیمان شود. هرچند اگر از کلمه دشمن'ها' استفاده کنیم بهتر باشد، زیرا او کم کم به قدری سریع و شجاع می شود که می تواند همزمان با سه دشمن یا بیشتر درگیر شود؛ گردن اولی را بشکند، ساق پای نفر دوم را خورد کند و با ضربه آخر شکافی در جمجمه سومی ایجاد کند. همچنین CD برای پایان هر مبارزه تن به تن یک Finisher قرار داده تا با زدن یک دکمه، با حرکاتی گاه خشن و گاه سریع و راحت با دشمن خداحافظی کنید. سلاح گرم نیز در بازی قرار داده شده اند اما CD بیشتر بر روی ابزار سرد لارا تمرکز کرده و به اندازه آن ها برای ابزار گرم مانور نداده است.
اگر به نمایش های بازی توجه کنیم به نکته خوب و امیدوار کننده ای برمی خوریم که آن هم یکنواخت نبودن بازی است. کارها و ماموریتهای زیادی برایتان در نظر گرفته شده است. به طور مثال در مرحله ای باید از یک فضای سرد و برفی به بالا بروید تا شاید بتوانید با امواج رادیویی تماسی برای کمک برقرار کنید. گاهی مجبور به مخفی کاری می شوید، گاهی در یک فضای تاریک باید به حل معما بپردازید و در معبدی مخوف از تله های بی شمار عبور کنید و یا حتی با یک چتر نجات از یک نقطه به نقطه ای دیگر در جزیره بروید.
با این تفاسیر و شواهد، بخش داستانی به نظر جذاب می رسد، اما بخش مولتی پلیر Tomb Raider در لبه پرتگاه قرار دارد. نمایش هایی که از بخش چندنفره منتشر شد، این بخش را تا حدی ضعیف نشان داد. شرکت Square Enix تصمیم بر این گرفت تا قسمت مولتی پلیر بازی را به سازنده دیگری که در کارنامه اش عنوان Hitman دیده می شود بسپارد. به نظر می رسد Eidos خود را در بخش چندنفره Tomb Raider متزلزل نشان داده است. مولتی پلیر شامل دو بخش اصلی به نام های Team Deathmatch و Rescue است، هر دو دارای وجه مشترکی نیز هستند اما هدف ها متفاوت خواهند بود. در TDM که در اکثر بازی ها وجود دارد، وظیفه شما کشتن حریف و گرفتن امتیاز بیشتر است، اما در Rescue وظیفه دارید تا Med Pack یا همان بسته های کمک اولیه را به نقطه ای حمل کنید. به نظر کار ساده ای می رسد اما یادتان باشد تیم حریف به این راحتی اجازه این کار را به شما نخواهند داد. کارکترهای قابل بازی در این قسمت علاوه بر خود لارا، دوستانش و کسانی که در جزیره دیدار کرده و یا نجات داده خواهند بود و احتمال می رود قابلیت سفارشی کردن (Customize) برای هر شخصیت تا حد محدودی وجود داشته باشد. XP نیز در مولتی پلیر، جدا از بخش داستانی محاسبه می گردد و کسب XP بیشتر، امکان دریافت اسلحه بیشتر و امکاناتی بهتر را به شما خواهد داد. نکات ریز و جالب دیگری در این بخش قرار گرفته که کمی به جذاب شدن مولتی پلیر کمک کرده است. در حین بازی، مزایایی چون تله گذاری در اختیارتان است که می توانید دشمن را به دام بندازید، که البته بعضی اوقات تله ها این کار را بسیار خشن انجام می دهند. برای مثال اهرمی را فعال کنید و منتظر باشید دشمن پایش را بر روی تله بگذارد، آن گاه شاهد خورد شدنش در بین تخته ای که ده ها تیغ برنده بر آن متصل است خواهید بود. یا طنابی بر روی زمین قرار دهید تا زمانی که دشمن پایش را بر روی آن گذاشت به سرعت به دام افتاده و بین زمین و هوا معلق شود، اینجا است که دلتان می خواهد یک خشاب کامل بر رویش خالی کنید. متاسفانه به نظر نمیرسد Edios در بخش گرافیکی و گیم پلی در حد Crystal Dynamic عمل کند و در تریلرها شاهد انیمشنهای ضعیف و مبتدیانه هستیم. باید دید آیا Eidos در لبه پرتگاه چه می کند، آیا خود را به پایین پرت می کند یا خود را به سمت امن پرتگاه می برد.
از دید بصری، Tomb Raider توسط موتور گرافیکی Crystal Engine توسعه یافته است. در نمایش های ابتدایی بازی، گرافیک بسیار خودنمایی می کرد، اما با آخرین تریلرها از آن، شاهد افت برخی نکات مانند بافت های ضعیف تعدادی از اجزا و اشیا بازی هستیم که از کنسول های کهنه کار نمی توان در مورد یک بازی Open World چیزی بیش از این انتظار داشت. Draw Distanceها یا همان دورنماها، طراحی هنری بازی و همچنین طراحی برخی کارکترها، به خصوص خود لارا به نظر بسیار عالی کار شده اند. کوه های خشمگین و سر به فلک کشیده در زیر آسمان بی رحم بارانی و آمیخته به رعد و برق که هرازگاهی با غرشش حکم فرمایی می کند و هرچه بر روی زمین است به نمایش می گذارد. معبدهایی عظیم و در عین حال زیبا، جنگل ها، غارها و روستاهای کوچک، همه و همه در این جزیره خودنمایی می کنند. از باران گفتیم؛ بر خلاف بازی Farcry 3 که بارش باران در نسخه کنسولی شاید به دقیقه هم نمی کشید و ساده طراحی شده بود، جزیره مخوف Tomb Raider اکثراً بارانی و جوی سرد بر آن حکم فرما است. آفتاب گه گداری بر زمین می تابد اما ابرها اجازه قدرت نمایی به او را نمی دهند. به نظر افکت باران یکی از نکات قوت بازی بشمار می آید و با بارشش بر روی زمین صحنه ای زیبا خلق می شود. در پاره ای از اوقات گل، خون، آب و دیگر عناصر موجود در بازی، بر روی لباس ها و حتی صورت و بدن لارا تاثیر می گذارد. نمی توان به آن صورت بازی را از نظر گرافیکی یک شاهکار دانست اما Open World بودن بازی دلیل قانع کننده ای برای برخی مشکلات آن است، با این حال بهتر است نظر دقیق را بعد از انتشارش و به نقد بازی واگذار کرد.
یکی از نقاط قوت بازی که اشاره به آن خالی از لطف نیست، آهنگسازی، صداگذاری و صداپیشگی شخصیت هاست. اولین نکته آن، تغییر صداپیشه شخصیت لارا کرافت است که با توجه به Reboot بودن این قسمت، عوض شدن آن امری طبیعی است. در سری های گذشته، صداپیشگی کاراکتر لارا توسط خانم Keeley Hawes انجام می شد که حال این وظیفه بر عهده خانم Camilla Luddington قرار داده شده است که در سریال های تلوزیونی مانند True Blood شناخته شده است. اما آهنگ های این اثر توسط شخصی ساخته می شود که خیلی از ما در بازی هایی با اتمسفر قوی از آهنگ هایش لذت بردیم Jason Graves آهنگسازی این سری از Tomb Raider را برعهده دارد که از کارنامه درخشان ایشان می توان به Dead Space، F3AR، Prince of Persia و Rayman اشاره کرد. با توجه به اطلاعات از این بخش، می توان به قسمت های مختلف صدا، اعم از آهنگسازی و صداپیشگی امید داشت.
شاید از دید خیلی ها این Tomb Raider جدید یک تقلید از بزرگان این نسل باشد، می توان گفت تا حدی این موضوع صحیح است، اما اگر از کلمه 'الهام گرفتن' به جای تقلید استفاده کنیم، ممکن است دیده بهتری نسبت به این عنوان داشته باشیم. گاهی سازنده ها از بعضی عناوین موفق این نسل نکاتی برداشت می کنند و به درستی از آنها در اثر ساخته خودشان به کار می برند، به طوری که هنگام انجام آن، یاد دیگر بازی ها نمی افتید و حس تجربه یک اثر تازه به شما دست می دهد. Tomb Raider یکی از همین عناوین است که می توان آن را جزو مدافعین کسب بازی های ماجراجویی برتر سال دانست. این اثر به قول سازندگانش، از بزرگانی همچون Zelda الهام گرفته که اگر واقعا درست این کار را انجام داده باشند، بازی ممکن است شما را غرق در دنیای خود کند. استفاده درست از نکات مهم بازی های الهام گرفته شده، باعث خلق Tomb Raider جدید گردیده و با توجه به شواهد می توان این اثر را یک عنوان موفق دانست، اما نظر قطعی در این مورد، بهتر است بعد از انتشار بازی داده شود.
Read more: http://www.bazicenter.com/pc/tomb-raider/previews/171#ixzz2seZTBNWt
برچسب: بازی, بازی های جدید, لیست بازی های منتشر شده ی جدید,
نویسنده: آقای بازی خور

در پی شجاعتی بی مانند .... هر از چند گاهی در زندگی خود با افرادی رو به رو می شوید که آنها را به عنوان الگو برای خود بر می گزینید، شاید او فردی همانند قهرمان ها در دنیایی ماورای زندگی، شما را مجذوب خود کرده باشد یا اینکه در همین زندگی و در جایی در کوچه پس کوچه های شهر. از افرادی که به خوبی می توان آنها را سرمشق تلاش برای رسیدن به آرامش خطاب کرد مامور شماره 47 مشهور به Hitman است که با تلاشی بی مانند سعی می کند وظیفه ای که از کودکی برای آن تربیت و آموزش دیده است به سرانجام برساند. هر چه میزان مشکلات در رسیدن به هدف زیاد باشد، او مصمم تر می شود تا برای رسیدن به آن تلاش کند، همین ویژگی است که در بسیاری از انسان ها وجود ندارد و آنها را به ورطه نابودی می کشاند. مامور 47 از Blood Money تغییرات گسترده ای کرده، شاید بسیاری او را به دلیل با تجربه تر شدن اینگونه در نظر می گیرند ولی ما سعی می کنیم با نگاهی متفاوت تر او را ببینیم. اینبار دید مخاطبین نسبت به مامور 47 که تنها قتل را سر منشا آرامش می دانست تغییر خواهد کرد، زیرا او اینبار به جای افرادی از پیش تعیین شده که قرار بود با دستان مهربان این مامور آشنا شوند، دست به گریبان دوستانی می برد که اینبار در جبهه مخالف قرار دارند و سعی در نابودی هم دیگر دارند. زندگی مامور 47 همانند فردیست که دیگر چیزی برای از دست دادن در این بازه زمانی ندارد، او اینبار برای آرامش خواهد کشت نه چیز دیگر. در هر یک از قسمت های پیشین Hitman، شاهد بخش های مختلفی از زندگی این قاتل بودیم، در Absolution برگ جدیدی از زندگی مامور خوش نام ما ورق می خورد، برگی که زندگی وی را به طور کلی تغییر می دهد و شاید او را از انجام قتل های پی در پی باز دارد.
راهی برای نجات .... هم زمان با خیزش مامور 47 برای نابود کردن دیگر دشمنانش درBlood Money افراد دیگری هم بودند که سعی می کردند به نحوی او را در انجام ماموریت های خطرناک و پر چالش که هزینه ای سنگین برای دیگران به همراه داشت یاری کنند، یکی از افراد همراه هیتمن فردی به نام Diana هست که زندگی و زمینه شغلی وی به نحوی سازمان دهی شده تا مامور 47 را به سمت اهداف از پیش تعیین شده هدایت کند. این دیانا بود که به مامور47 کمک کرد تا مرگ غیر واقعی را به نحوی واقعی جلوه دهد تا از مخمسه ای که دچار آن شده بود نجات پیدا کند. البته نباید فراموش کنیم که دیانا تنها در Blood Money به مامور 47 کمک نکرده است بلکه در کل فرانچایز نیز او را یاری کرده و زمینه فرار را برای وی فراهم کرده است.
مامور 47 اینبار هدفی متمایز از دیگر اهداف پیشین، مقابل خود دارد، فردی به نام Alexander Leland cayne که سابقا یکی از افسران ارشد سازمان FBI بوده و هم اکنون به عنوان هدفی از اهداف متحرک ایفاء نقش می کند. در پی کش و قوص های فراوان47 ، موفق به حذف یکی از اهداف خود می شود، Cayne هدفی بود که باید حذف می شد و این فرایند به خوبی صورت گرفت ولی مشکلی وجود دارد؛ Cayne بخش کوچکی از یک نقشه بسیار بزرگ است، شرایط اینگونه اقتضا می کند که بگوییم او تنها تکه ای از یک پازل بسیار بزرگ است که نامی برازنده خود یدک می کشد،Alpha Zerox پروژه ای بسیار خطیر و پر ماجرا که کنش های بسیاری در پی خود داشته و دارد. دیانا در مقر اصلی ICA قرار دارد، او از مکان 47 اطلاعی ندارد یا اینکه به نحوی عمل می کند تا جاسوس ها را به اشتباه اندازد، به هر حال او به نحوی عمل می کند تا دیگران متوجه مکان و شرایط نگران کننده 47 نشوند. در آخرین نمایش های بازی ما شاهد حضور و هنر نمایی 47 در مکان آسیایی بیشتر متمایل و شبیه به چین بودیم، البته این مورد تنها حدس و گمان ها را بیشتر می کند، سوالاتی که ذهن اغلب بازیباز ها را به خود مشغول کرده است؛ 47 در کشوری آسیایی چه کار می کند؟ آیا او تصمیم به بازگشت به محلی که تمام ماجرا ها از آنجا شروع شد دارد؟ شاید هم هدفی دیگر در پس اهدافش پنهان شده است.
مسائل مختلفی پیرامون 47 می گذرد، خیانت هایی صورت گرفته، عشق های نافرجام، زندگی پر آشوب و در نهایت بی پناهی زمینه را به نحوی برای انجام ماموریت های غیر ممکن فراهم کرده است که تنها انتخاب ممکن انجام ماموریت ها و حذف اهداف است. بعد از اتمام کارها، بازهم اخباری برای 47 وجود دارد، اینبار مامور 47 باید دست به قتلی عجیب و مرموزی بزند که بوی خیانت و توطئه از هر گوشه آن به مشام می رسد. شاید در نگاه اول مسائل ریز و ناچیز به چشم نیایند ولی بعد از گذشت چندین ساعت از فرایند توطئه همه چیز با جزئیات ریز که باعث تفاوت های بزرگ می شوند خود نمایی می کنند. در تریلر های بازی همواره شاهد المان های و تم مرموز، تیره و تاریک بازی بوده ایم، این گونه اصول در بازی های مختلف منجمله سری های پیشین از Hitman هم به چشم دیده شده است ولی عواملی که باعث تمایز این بازی می شود در نکات ریز و کم اهمیت گنجانده شده است. یکی از ریز ترین مسائل پرامون 47 نحوه ماموریت دهی به وی بوده زیرا مامور 47 با افراد و گروه هایی سروکار داشته که کم یا هرگز با آنها رو به رو نشده است، این عامل باعث می شود تا هرکسی توان به چالش کشاندن 47 را داشته باشد، افرادی بدون هماهنگی به او ماموریتی می دهند که در بطن خود دسیسه ای پنهان کرده اند. ماموریت مذکور باعث ایجاد مسائلی می شود که پیش زمینه جدیدترین نسخه از سری بازی های Hitman را رغم می زند. این بازی روایت خیانت، آشوب و تلاش برای اثبات است که در جای جای حوادث بازی خودنمایی می کند. طبق اطلاعاتی که منتشر شده است47 در ماموریتی که در پیش گرفته مجبور می شود دیانا را به قتل برساند، ولی در این بین انتخابی دوگانه برای او در نظر گرفته شده است. این انتخاب شامل سرنوشت نهایی دیانا هم می شود. البته لازم به ذکر است که 47 در ماموریت های پایانی خود مامور نجات و حفاظت از دختری به نامVictoria می شود که خط داستانی بازی را به مسیر جدید و پر پیچ و خمی می کشاند که زمینه را برای ایجاد برخورد دوستان و دشمنان فراهم می کند.
تلاش دوباره برای پیروزی .... یکی از مهم ترین بخش های موجود در سری بازی های Hitman همیشه گیم پلی آن بوده است. تمرکز خاصی بر روی المان های مختلف بازی بوده که آن را به سطح جدیدی از بازی های اکشن هدایت کرده است. آزادی عمل در انجام مراحل، باعث شده تا بازیکن در انتخاب مسیر های مختلف، برای به چالش کشاندن دشمنان دست به نوآوری بزند و مکان و شرایط را به نحوی تغییر دهد که بر اساس آن موفق شود تا طعمه خود را به بهترین حالت ممکن به دست آورده و نابود کند. سیر تکامل این سری را می توان بازی موفق Blood money دانست، زیرا با ارائه المان های جدید و خلاقیت ذاتی که سازندگان در خلق مراحل به خرج داده بودند ابعاد جدیدی برای به نمایش گذاشتن معرفی کرد که این المان ها در بازی های مختلف به شکل های مختلف و متنوعی مورد استفاده قرار گرفته اند. سیستم آزادی عمل یا انتخاب مسیر های مختلف برای نابود کردن دشمنان در بازی هایی همانند Dishonored مورد استفاده قرار گرفته است، گر چه سازندگان بازی اذعان می کنند که در خلق اینگونه المان ها خود بوده اند که منبع و سرآغاز تحولات بازی مذکور بوده اند ولی نمی توان از الگوبرداری Dishonored از Hitman چشم پوشی کرد. Blood money یکی از جذاب ترین بازی های Hitman بود زیرا تحولات مختلفی ایجاد کرد، آزادی عمل خوبی به بازیباز می داد و این دو عامل در کنار ساختار کلی مناسب این بازی را به یکی از زیباترین ها تبدیل کرده است. می دانید که اگر عنوانی از یک فرانچایز موفقیت چشم گیری به دست آورد از المان های موفق آن در بازی های بعدی نیز استفاده می شود این فرایند هم برای Hitman صادق است و از المان های مختلفBlood money در Absolution استفاده شده است که در ادامه به تشریح آنها خواهیم پرداخت.
نقشه و سیستم قدیمی که در نسخه های پیشین حضور پر رنگی داشتند منسوخ شده و جای خود را به HUD های جدیدی داده اند که از بازی های مختلف به عاریه گرفته شده است. با عرضه Assassins Creed در سال 2007 موجی به راه افتاد کهHitman Absolution را هم بی تاثیر نگذاشته است. اگر به یاد داشته باشید در AC شاهد نوعی المان جدید بودید که به شما کمک می کرد تا دشمنان خود را پیدا کنید، منظور در این بخش Eagle Vision است که تاثیری غیر قابل انکار بر روی بازی های این نسل گذاشته است. مثال بارز دید مخصوص بازی Future Soldiers از سری بازی های Ghost Recon است که با ارائه سبک جدیدی از این قابلیت به سازندگان نشان داد که می توان با المان های از پیش طراحی شده توانایی های جدیدی به کاراکتر ها بخشید. در این بازی نیز چنین قابلیتی به نام X-Ray وجود دارد که به کمک آن می توان دیدی شیشه ای از محیط داشت و بر اساس رنگ بندی افراد، مکان حضور دوستان و دشمنان را می توان تخمین زد. البته این ویژگی در سری بازی های Batman هم مورد استفاده قرار گرفته است که در این بازی به Detective Mode مشهور است. در کنار X-ray برای تشخیص مکان دشمنان نقشه کوچکی هم در نظر گرفته شده است تا مکان گارد ها را برای 47 معین کند تا وی بر اساس مکان آنها دست به مبارزه بزند. البته لازم به ذکر است که قابلیت های جدید بازی به این دو مورد خلاصه نمی شود و شامل موارد دیگر هم هست که از آنها می توان به سیستم اخطار (Waing System) اشاره کرد. این سیستم تنها سه کارکرد مشخص دارد و 47 را از شرایط حاکم بر محیط آگاه می کند. زمانی که سیستم خاموش یا سفید باشد محیط بر وفق مراد است و مشکل خاصی برای انجام ماموریت ها وجود ندارد، مشکلات زمانی شروع می شود که سیستم شروع به کار می کند و به رنگ های زرد و قرمز در می آید. زمانی سیستم اخطار زرد رنگ می شود که 47 در مقابل افراد دیگر به غیر از گارد ها به فردی صدمه زده است، در این صورت امکان اینکه هیتمن توسط افراد جاسوس شناسایی شود بسیار زیاد است. در چنین شرایطی باید بسیار مراقب بود تا اگر شرایط وخیم تر شد پا به فرار گذاشته و از محیط دور شوید. در مورد شرایط قرمز تنها ذکر این نکته باقی می ماند که گارد ها به دنبال 47 هستند، همین توضیح کوتاه می تواند مسائل مختلفی را به دنبال داشته باشد. اگر گارد ها به دنبال 47 باشند محیط 1 کیلومتری برای مخفی شدن مکان مناسبی نیست و باید از محیط به حدی دور شوید تا شرایط به حالت عادی باز گردد. البته این امکان وجود دارد که با پنهان شدن در همان وضعیت برای خود موقعیت مناسبی خلق کنید و گاردی که به دنبالتان است را کشته و او را مخفی کنید تا دیگران دیگر در تعقیب شما نباشند و صد البته ذکر این نکته می تواند مفید باشد که در صورت استفاده از لباس گارد کشته شده باید نهایت دقت را داشت تا توسط دیگر گارد ها شناسایی نشوید. HUD بازی به نحوی تنظیم شده است تا مکان هایی که برای انجام ماموریت مناسب هستند چه از نظر موقعیت برای کشتن دشمنان چه از نظر وجود مهمات و امکانات برای از پای در آوردن آنها بهترین را شناسایی و به 47 معرفی کند. یکی از نکات بسیار مهم و حیاتی در بازی، شخصیت ها و اهدافی هستند که بازیباز به دنبال آنهاست. گاهی برای ایجاد چالش اطلاعات زیادی به 47 برای رسیدن به اهداف داده نمی شود این روند با استفاده از HUD بسیار ساده می شود زیرا در بالای این سیستم موقعیت هدف به 47 گزارش می شود که هدف در چه وضعیتی قرار دارد، اطلاعاتی همانند اینکه او زنده، مرده یا نا شناس است.
اطلاعات خوبی در مورد بازی وجود دارد که باعث می شود تا بازیکن دید خوبی نسبت به المان های به کار رفته در بازی پیدا کند. سیستم ذخیره بازی تغییر کرده و به صورت Checkpoint هایی ثابت، ماموریت های انجام شده توسط بازیباز را ثبت می کند. در کنار سیستم ذخیره سازی، صحنه های سینمایی در طول ماموریت ها به استقبال گیمر می آیند که این امر در زیباتر و هیجان انگیز تر شدن بازی نقش بزرگی ایفا می کند. الهام گیری بازهم به کمک بازی آمده و قابلیت های جدیدی به آن داده، یکی از آنها Point Shooting است که به 47 اجازه می دهد اهداف خود را در حالت آهسته (Slow Motion) علامتگذاری کند و آنها را در کسری از ثانیه از پای در آورد. این قابلیت همانند Dead Eye در Red Dead Redemption و Mark and Execute در بازی Splinter Cell Conviction عمل می کند و امکان خطا در تیراندازی را تا صفر درصد کاهش می دهد. Absolution از قابلیت دیگری به نام Contracts Mode هم برخوردار است که این اجازه را به گیمر می دهد تا مراحلی را با دشمنان مختلف به صورت پیش فرض برای خود با هر سطح سختی طراحی کند و آن را به صورت آنلاین در وب سایت اصلی بازی به اشتراک بگذارد. این چالش ها به طور کامل در دستان طراح آن قرار دارد و این طراح است که قوانین را تعیین می کند، پس اگر توان به چالش کشیدن دیگران را دارید می توانید خیلی ساده آنها را با ترفند های مختلف به دردسر اندازید.
در اغلب بازیهای شوتر سوم شخص (Third Person Shooter) باب شده است که سیستم سنگرگیری وجود داشته باشد، در این بازی نیز به این رسم توجه شده و قابلیت سنگرگیری و استفاده از نارنجک و مهمات مختلف در حین این کار مهیا است. در گذشته 47 از سلاح های محدودی برای استفاده از آنها در طول ماموریت ها ( هر ماموریت تنها سلاح های محدودی در اختیار بازیباز قرار می داد) به صورت پیش فرض در اختیار داشت که این عامل گاهی اوقات باعث ایجاد مشکلاتی برای بازیباز می شد. سیستم سلاح و مهمات بازی تغییر کرده است و به نحو بهتری تنظیم شده تا 47 سلاح های بیشتری برای مقابله با دشمنان داشته باشد. در نسخه Blood Money قابلیت جدید و منحصر بفردی در اختیار 47 گذاشته شده بود که باعث می شد مامور شرایطی که برای انجام ماموریت مورد نیاز است، خلق کند، علاوه بر آن Blood Money قابلیت استفاده از زنگ های هشدار دهنده را به هیتمن داده بود که باعث می شد در شرایطی که جو حاکم به سود 47 نیست وی با شلیک به اتومبیل یا تخریب بخشی از آن (چون تنها اتومبیل ها این امکان را فراهم می کردند) می توانست سیستم اخطار (دزدگیر) آنها را فعال کند و هدف را به محل مورد نظر بکشاند و وی را در کمال آرامش به سفر ابدی راهی کند. در این بازی هم چنین سیستم هایی با قابلیت مختلف در نظر گرفته شده است تا 47 با ایجاد محیط های مصنوعی شرایط را برای شکار اهداف فراهم کند. در گذشته زمانی که به هر دلیلی 47 توسط گارد ها شناسایی می شد امکان برقراری ارتباط با دیگر افراد برای وی مختل می شد ولی در این بازی این امکان فراهم شده است تا هیتمن با حذف (کشتن) گارد های مظنون یا بی هوش کردن آنها قبل از اینکه با رادیو به دیگران خبر دهد به مسیر خود در راستای از بین بردن و شکار اهداف گام بردارد. هر یک از مرحل بازی برای خود آیتم های مختلفی دارند که 47 با انجام یک سری اقدامات می توان آنها را از حالت غیر قابل دسترس خارج کند. هر یک از مراحلCampaign شرایط و ملزومات خود را می خواهند که بازیباز باید قبل از شروع چالش آنها را در اختیار داشته باشد. یکی از نکات جالب در عین حال تکراری Hitman: Absolution سیستمی به نام score است که در آن جزئیاتی از اطلاعات 47 و اعمالی که انجام داده است به نمایش گذاشته می شود. اطلاعاتی همانند تعداد اهدافی که حذف شده، تعداد افراد بی گناهی که توسط 47 به اشتباه کشته شده اند و تعداد افرادی که Headshots شده اند. یکی از نکات بسیار جالب و قابل تامل بازی سیستم Leveling گارد هاست که بر اساس میزان و تعداد مواردی که47 توسط گارد ها شناسایی شده است پیشرفت می کند. زمانی که اینScale alert پر شود، گارد هایی که به دنبالتان هستند درخواست نیروی پشتیبانی می کنند که این عامل در جذاب تر و صد البته هیجان انگیز تر شدن بازی تاثیرگذار است. البته نباید فراموش کرد که در Blood money هم این فرایند وجود داشته ولی بنا به گفته سازندگان آنها بر روی چنین قابلیت هایی زمان بیشتری صرف کرده اند و ویژگی های جدیدی را بر اساس المان های دنیای واقعی خلق کرده اند تا زیبایی بازی را بیشتر کنند. برای خرید آنلاین بازی از فروشگاه اینترنتی اینجا را کلیک کنید.
بخشی از شخصیت 47 را می توان به سلاح هایی که مورد استفاده قرار می دهد نسبت داد. در Hitman: Absolution نیز همانند Blood Money سلاح های مختلف و ویژه ای برای Campaign در نظر گرفته شده است. در تعدادی از ماموریت ها برای ایجاد چالش بیشتر سلاحی در اختیار 47 قرار داده نمی شود تا بازیباز با توجه به هوش و موقعیت شناسی خود دست به انجام ماموریت بزند. طیف عظیمی از سلاح های گرم در اختیار بازیباز قرار می گیرد که تعداد اندکی از آنها بهمراه DLC ها عرضه می شوند و باقی سلاح ها به صورت پیش فرض در بازی در دسترس هستند و باید متذکر شد که تعدادی از آنها با کسب آیتم های مختلف قابل دسترس هستند که این عامل در ایجاد انگیزه برای به دست آوردن سلاح بهتر، زمینه ای است برای تلاش بیشتر بازیباز. از سلاح هایی که به صورت DLC در بازی قرار خواهند گرفت می توان به Jagd P22G, HX UMP,SPS 12,SPAS 12 اشاره کرد. در کنار مواردی که با DLC در اختیار بازیباز قرار می گیرند می توان به سلاح هایی همانند Krugemeier 2-2 Pistol,Bronson 1928M, Bartoli Custom Pistol اشاره کرد که تنها با پیش خرید بازی می توان به آنها دست یافت. در مجموع تعداد سلاح های گرم بازی به 30 نوع مختلف می رسد که تمام آنها توان شخصی سازی دارند و امکان افزودن آیتم های مختلف بر روی آنها در ماموریت های مختلف وجود دارد(بجز ماموریت هایی که محدودیت دارند). یکی از بخش های واقعا" چالش برانگیز در مورد سلاح ها مربوط به Melee Weapons می شود که تنوع آنها اگر بیشتر از سلاح های گرم نباشد کمتر از آنها نیست. در این بخش تنها به ذکر چند نمونه از این سلاح ها بسنده می کنیم. از سلاح های سرد که می تواند استفاده از آنها جذاب باشد Fire Axe,Hammer,Book,Bible هستند که هر کدام بسته به شرایط و موقعیتی که مورد استفاده قرار می گیرند کارکرد ویژه ای پیدا می کنند.
اصولا بحث در مورد بخش های دیگر بازی همانند صداگذاری و گرافیک باید در مبحث کلان نقد و بررسی مطرح شود ولی بر اساس آنچه تا کنون در مورد بخش های مذکور منتشر شده است به نگاه کلی در مورد این دو بخش بسنده می کنیم.
.jpg)
گرافیک و صداگذاری را می توان همانند چاشنی های طعم دهنده برای غذا در نظر گرفت که اگر آنها را به خوبی با غذا ترکیب نکنیم باعث از بین رفتن ساختار اصلی غذا می شود و لذتی که انتظارش را می کشیدید از بین می رود. تریلر هایی که مربوط به گیم پلی بازی بود و در نمایشگاه E3 2012 به نمایش گذاشته شد به خوبی بخش های مختلف بازی و ساختار کلی آن را برای طرفداران نمایان کرد. گرافیک بازی را می توان همانند Blood Money در نظر گرفت با این تفاوت ها که بافت ها و ساختار اصلی گرافیک صد در صد پیشرفت خوبی کرده است و برای کنسول های نسل حاظر بهترین معجون محسوب می شود. طراحی کاراکتر ها به خوبی انجام شده، با وجود اینکه سازندگان سعی کرده اند فریم ریت بازی را ثابت نگه دارد به خوبی محیط را به نمایش گذاشته اند که کمترین تاثیر منفی را بر روی فریم ریت بازی می گذارد. همانند گذشته طراحی محیط و اشیاء موجود در آن به خوبی انجام شده است البته امیدواریم که همانند Rage که بهترین نمایش را داشت ولی بعد از عرضه بدترین گرافیک و ضعیف ترین بافت ها را حداقل برایPC gamer ها به ارمغان آورد، نباشد. صداگذاری بازی چیز زیادی برای گفتن ندارد زیرا با توجه به نمایش های بازی نمی توان اطلاعات کامل و صریحی در مورد آنها به مخاطبین ارائه کرد. ولی انتظار می رود که موزیک متن و صداگذاری شخصیت ها به خوبی دیگر عناوین ساخته شده توسط IO Interactive باشد.
در نهایت و با توجه به اطلاعات و نمایش هایی که بازی داشته می تواند انتظار داشت که بعد از عرضه بازی شاهد یکی از زیباترین بازی های سال 2012 باشیم. جزئیات و خلاقیت دو عنصریست که باعث می شود این بازی به یکی از موفق ترین بازی های سال تبدیل شود.
منبع: http://www.bazicenter.com/pc/hitman-absolution/previews/163#ixzz2seXWj7yO
برچسب: بازی, بازی های جدید, لیست بازی های منتشر شده ی جدید,
نویسنده: آقای بازی خور